معانی، تصاویر و تعابیر مرگ در اشعار سهراب سپهری و فریدون تولّلی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

10.22111/jllr.2012.973

چکیده

مرگ پدیده ای است که سایه ی پر رمز و راز و ابهام آلود آن بر سراسر فرهنگ انسانی گسترده شده و ناشناختگی و رازناکی ماهیت آن در طول تاریخ اندیشه ی بشر موجب پیدایش افکار و تأمّلات بعضاً متناقض در خصوص مرگ در عرصه های مختلف فکری از جمله در شعر و ادب فارسی گردیده است و هر کدام از شاعران با تکیه بر پایگاه های فکری و معرفتی خود، از لونی دیگر به این پدیده نگریسته اند و مفاهیم ذهنی خود را در قالب تصاویر و تعابیر متنوع به جامعه ی بشری ارائه داده اند. در این پژوهش نگارنده بر آن است تا ساحات اندیشه ی سهراب سپهری و فریدون توللی را در مورد مرگ، بررسی و تحلیل کند و در تحقیقی مقایسه ای به نتایج عمده ی ذیل دست یابد.  
مرگ در دیدگاه سهراب سپهری، استمرار حیات و جزء لاینفک و شرط مقدس زندگی است اما در نگاه توللی پایان هستی و عامل رهایی از مشکلات زندگی محسوب می شود.مرگ در شعر سپهری با نگاهی خوش بینانه و استقبال از دنیای پس از مرگ به تصویر کشیده شده است و قلب تصاویر مرگ در شعر او با عناصر زنده و جانبخش طبیعت می تپد اما در شعر تولّلی مرگ با چهره ی ناپسند معرفی شده و عناصر تصاویر مرگ در شعر او، نوعی نیستی و نابودی را به ذهن متبادر می کنند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The comparison and analysis of the subject matter, images, and interpretations of death in poems of Sohrab Sepehri and Fereidoon Tavallali

چکیده [English]

    In this article, after referring to the history of death themes in areas of myth, religions, and poems of some great Persian literature poets, the subject matters, images, and interpretations of death in poems of Sohrab Sepehri and Fyrydoon Tavallali will be studied and analyzed. The results of the findings of this comparison are as follows:
1- From Sohrab Sepehri’s point of view, death means life perpetuation, inseparable part, and holy condition of life. But from Tavallali’s point of view it is the end of existence and the cause of being released from life difficulties.
 2-In Sepehri’s poems death is portrayed with an optimistic view and the world after death is welcomed, and the heart of the images beats with lively elements and life-giving nature. in Tavallali’s poems death is introduced with an unfavorable visage and the elements of the image bring to mind a kind of destruction and death.

کلیدواژه‌ها [English]

  • death
  • images of death
  • Contemporary Poetry
  • Sepehri and Tvallali

 1- قرآن کریم

2- اونامونو، میگل­دو (1360) درد جاودانگی. ترجمه ی بهاءالدین خرمشاهی. چاپ اول، تهران: امیر کبیر.

3- پروهان. م.(1372)مرگ، پایان کبوتر نیست ادبستان. شماره ی پنجم. پیاپی: 41، اردیبهشت ماه.

4- توللی،‌ فریدون (1369) بازگشت. چاپ اول. شیراز: نوید.

5- ـــــــــ (1333) رها. چاپ دوم. تهران: موسسه مطبوعاتی امیر کبیر.

6- ــــــــ (1370) شگرف. چاپ اول. تهران: جاویدان.

7- ــــــــ (1369) نافه. چاپ دوم. تهران: پاژنگ.

8- جمشیدآبادی، هوشنگ (1374) چشم انداز، توللی؛ رمانتیسم و اندوه غربت. ادبستان. شماره 54. ( ص ص 23-38 )

9- حسینی، صالح (1371) نیلوفر خاموش. چاپ اول. تهران: نیلوفر.

 10- حقوقی، محمد (1371) شعر زمان ما (3). چاپ اول. تهران، نگاه.

11- سپهری، سهراب (1374) هشت کتاب. چاپ چهارم. تهران: طهوری.

12- سرانو، میگوئیل (1368) بایونگ و هسه. ترجمه سیروس شمیسا. چاپ دوم. تهران: فردوس.

13- لپ، اینیاس (1385) روانشناسی مرگ. ترجمه محمد رفیعی. چاپ اول. خجسته.

14- معتمدی، غلامحسین (1372) انسان و مرگ. چاپ اول. تهران: نشر مرکز.

15- منصور، محمود (1366) روانشناسی ژنتیک1. چاپ پنجم. تهران: دانشگاه تهران.

16- ناس، جان بی (1375) تاریخ جامع ادیان. ترجمه علی اصغر حکمت. چاپ هشتم. تهران: علمی و فرهنگی.

17- نوری، یحیی (1342) اسلام و عقاید و آراء بشری. چاپ اول. تهران: کتابخانه شمس.

18- همایی، جلال الدین (1369) مولوی نامه. ‌جلد دوم. چاپ هفتم. تهران، هما‌.